الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
35
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
باشد ، و در آن صورت هستهء مركزى و نخستين پايهء نظريهء اينشتاين در نسبيت خواهد بود . « 1 » انعكاس پرتو نظريهء كندى را در حركت و زمان ، در افكار ابن سينا بهطور بارز و واضح مىبينيم ، ابن سينا در كتاب نجات خود ، بهطور ضمنى و غير مستقيم از نظريه و فكر ازلى بودن زمان و مكان ، كه ابو بكر رازى ( متوفى به سال 932 م / 320 ه ) به آن معتقد است ، انتقاد مىكند ، و در مقام بيان فكر و نظرى است كه نسبيت بين آن دو مفهوم را توضيح دهد و مىگويد : تصور زمان بدون آنكه مقرون به حركت باشد ممكن نيست ، و اگر حركتى نباشد ممكن نيست وجود زمان تصور شود . او حتى بالاتر و دور تر از اين رفته و معتقد است كميت اجسام ، و اندازهء مسافات ، بدون نسبتهاى حركت قابل فهم و درك نيستند ، اگر حركاتى نباشد ، اختلاف در سرعتهاى متعدد بر يك مسافت معين ديده نمىشود . چنان كه اگر حركت نباشد ابتدا و انتها و جهات ششگانه يعنى راست و چپ ، بالا و پايين و پسوپيش مفهومى ندارد . اين نسبتها از مفهوم حركت به دست مىآيند ، حتى كميت هم وجود حركت را لازم مىكند ، و گرنه نمىتوان تصور كمتر و زيادتر در آن كرد . همچنين تغيير حالت جسم ، از جامد به حالت مايع ، و از حالت مايع به گاز ، لازمهء وجود حركت است . زيرا فواصل بين اجزاى اجسام اگر كم باشد جسم مزبور جامد است ، و اگر زياد باشد البتّه آن جسم حالت مايع پيدا مىكند ، و اگر بازهم زيادتر شود ، جسم مزبور به صورت بخار درمىآيد . مطلب به اين كيفيت است كه حرارت سبب مىشود در جسم تازگيهايى بهطور دايم ايجاد شود ، و علت آن اين است كه حرارت ايجاد حركت كرده و كشش در جسم به وجود مىآورد . « 2 » بنابراين اگر نظريهء نسبيت ، بعد چهارمى را كه زمان باشد ، قطعى مىداند ، ابن سينا هم وجود بعد چهارم را لازم دانسته و بعد چهارم همان حركتى است كه زمان را محدود مىكند . در اينجا هم مىبينيم بذرهاى نظريهء نسبيت در افكار ابن سينا سايهء خود را نشان داده و جلوه مىكند . « 3 » به موازات اين نظريه ، ابو بكر رازى نظريه و رأيى دارد ، كه از نظريات اصلى و ابتكارى است ، و آن اين است : جسم در ذرات خود محتوى مبدأ حركت است ، و حركت ،
--> ( 1 ) - گذشته از اين اينشتاين با ادلهء رياضى نيز قائل به منحنى كاينات شده كه در نتيجهء قبول آن اعتقاد به محدوديت كاينات يعنى ابطال لا يتناهى يا همان نظريهاى كه كندى اثبات كرده پيش مىآيد ، و ازاينرو اينشتاين ، هم در استنتاج نسبيت و هم در بطلان لا يتناهى با فيلسوف سلف خود كه هزار سال قبل از وى متوجه اين دو موضوع شده است تشابه بسيار پيدا مىكند . ويراستار ( 2 ) - در علوم جديد از طريق تئورى مولكولى كيفيت تغيير حالت جسم از جامد به مايع و گاز و نيز جزئيات انقباض و انبساط به وسيلهء حرارت را توضيح دادهاند . ويراستار ( 3 ) - مجلة العرفان ، ج 43 ، شماره 9 ، ص 917 - 920 متضمن نظريهء ابن سينا در حركت ، مقالهء دكتر يحيى هاشمى .